مدیریت قراردادها؛ معضل فوتبال ایران

همانطور که برای بالا بردن کیفیت فوتبال ایران سراغ مربیان و بازیکنان خارجی می‌رویم، به مدیران در کلاس جهانی هم احتیاج داریم وگرنه همچنان شاهد از دست دادن ستاره‌ها، نارضایتی بازیکنان، عدم امکان پرداخت مطالبات و پرونده‌های جدید در فیفا خواهیم بود.

تهران, , İnteraz - 25 فوریه 2021, 18:31

در سطح بالای فوتبال دنیا کمتر نقل و انتقال مهمی را در پنجره نقل و انتقالاتی نیم فصل شاهد هستیم. اکثر بازیکنانی که در این مقطع از فصل به تیم دیگری می‌روند یا در تیم قبلی خود دارای مشکلاتی بوده‌اند و یا بازیکنان صاحب نامی نیستند. مدیر ورزشی تیم‌ها یا سایر ارکان‌های مرتبط و تصمیم گیرنده در هر باشگاه، مدت فراوانی را صرف بررسی نیازهای تیم می‌کنند. از طرفی با مدیریت باشگاه هماهنگ می‌شوند تا بر اساس بودجه و سیاست باشگاه وارد بازار شوند و از طرفی با استعدادیاب‌های معروف و بین المللی در ارتباط هستند. حتی برخی از تیم‌های متمول‌تر استعدادیاب‌هایی را به استخدام دائم خود در می‌آورند و وظیفه رصد و شناسایی منطقه، کشور و یا حتی قاره‌ای مشخص را به آنها می‌سپارند. بعد از جمع‌بندی همه این موارد با قراردادی معقول و با در نظر گرفتن توانایی‌های بازیکنان، اقدام به جذب آنها می‌کند.

در شرایطی که باشگاه مبدا تمایلی به فروش بازیکن خود نداشته باشد اما با فشار بازیکن و تمایلش به ترک باشگاه مواجه شود مفادی را در قرارداد میگنجاند تا بیشترین سود ممکن را از نقل و انتقال به دست آورد. البته بیشتر این تمایل بازیکنان به ترک باشگاه و پیوستن به باشگاه اغلب متمول‌تر، نه به خاطر علاقه به باشگاه جدید بلکه برای دریافت حقوق بیشتر در باشگاه جدید است. به طور مثال باشگاه‌های دورتموند و لیورپول وقتی با اصرار دمبله و کوتینیو به رفتن به بارسلونا و رفتار نامناسب این بازیکنان مواجه شدند موافقت خود با این انتقال را اعلام کردند و پای میز مذاکره نشستند اما ضعف و اشتیاق عجیب مدیران کارنابلد بارسا باعث گنجاندن مفادی در قرارداد این بازیکنان شد. به طور مثال در قرارداد دمبله ۴۰ میلیون پرداختی متغیر با درصد امکان تحقق مختلف وجود دارد. برای هر ۲۵ بازی دمبله در بارسا ۵ میلیون یورو و برای صعود بارسا به لیگ قهرمانان و قهرمانی در این مسابقات هم مبالغ مختلفی به دورتموند پرداخت خواهد شد و هزینه انتقال دمبله به بارسا را حدود ۴۰٪ و تا ۱۴۰ میلیون یورو افزایش خواهد داد.

اما هدف از این توضیحات مقایسه بازار فوتبال ایران و اتفاقات آن با دنیاست. در هفته گذشته بازیکنان بسیاری از شهر خودرو جدا شدند. از پچ‌پچ‌های فوتبالی اینطور به نظر می‌رسد که شهرخودرو به عنوان یک باشگاه خصوصی برای تأمین هزینه‌های جاری خود، مخالفتی با جدایی و فروش بازیکنانش ندارد. این اتفاق در دنیای فوتبال غیرمرسوم نیست اما فروش بازیکن یکی از راه‌های کسب درآمد است نه تنها و بهترین راه. مدتی دیگر که این تیم از بازیکنان مناسب خالی شد چه کسی پاسخگوی فوتبال دوستان استان خراسان رضوی خواهد بود که با از دست رفتن سهمیه لیگ برتری خود مواجه می‌شوند؟ خرید، درخواست و توافق با بازیکن جدید در باشگاه نساجی مازندران نیز یکی دیگر از خبرهای ثابت این روزهای فوتبال ایران است

این حجم از خرید با چه دلیلی توجیه می‌شود؟ بودجه این نقل و انتقالات چگونه تأمین شد؟ اگر این بودجه وجود داشت چرا همان ابتدای فصل هزینه نشد؟ آیا بعد از حضور مربی جدید پای دلال‌ها به تیم باز شده است؟ اگر این تیم سمتی همچون مدیر ورزشی داشت و یا مدیریت این تیم بر عهده فردی آشنا با ورزش می‌بود احتمالا همان ابتدای فصل بر اساس نیاز باشگاه خرید مناسب انجام می‌شد و شاید الان فقط احتیاج به تقویت تیم در حد معقول و معدود بود.

 

البته در مدل‌های مختلف مدیریتی، برخی از اتفاقات در اختیار مدیران روز نیست. بازیکن جوان و آینده‌دار استقلال زمانی به این تیم آمد که چندان شناخته شده نبود و طبیعی بود که مبلغ قراردادش معادل ابرستاره‌ها نباشد. در یک مدیریت اصولی زمانی که پیشرفت بازیکن جوان را مشاهده می‌کنند سریع دست به کار می‌شوند و ضمن افزایش دستمزد سالانه بازیکن، مدت قرارداد او را اضافه می‌کنند. با این معامله دو سر برد هم بازیکن به حقوقی معقول در حد ستاره‌ها می‌رسد و هم باشگاه از حضور طولانی مدت بازیکن و یا حتی فروش او در آینده منتفع خواهد شد. اما در این فوتبال سردرگم مدیریت وقت این قبیل اتفاقات را موکول به آینده کرد و به طور شفاهی به بازیکن قول افزایش دستمزد را می‌دهد. عدم قرارداد اصولی و محکم باعث می‌شود که بازیکن بیشتر از یک هفته در تمرینات حاضر نمی‌شود و کسی هم قادر به برخورد قاطع نیست و در نتیجه کاسه کوزه‌ها بر سر مدیریت فعلی شکسته می‌شود. در مورد عجیب دیگری بازیکن لژیونر که صحبت از احتمال انتقالش به پرسپولیس وجود دارد ناگهان در ارتباطی تصویری و زنده روی آنتن شبکه ورزش حضور پیدا می‌کند تا از روز بعد از آن اخبار مربوط به ارتباط پرسپولیس و این بازیکن تبدیل به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی شود و بازار شایعات در مورد این انتقال، مدت و مبلغ قراردادش داغ شود.

نکنه دیگر که کمتر مورد توجه باشگاه‌های ایرانی قرار می‌گیرد اقدام به تمدید با بازیکنانی است که در انتهای فصل و با اتمام قرارداد آزاد می‌شوند. به طور مثال در پرسپولیس که بهترین عملکرد را در سالهای اخیر داشته و توقعات از آن‌ها بالاست، چند بازیکن در انتهای فصل آزاد می‌شوند که اتفاقا بازیکنان مهم و فیکس هم بین آنها وجود دارد. کنعانی زادگان، امیری، نوراللهی، شیری، عالیشاه و محمد انصاری این بازیکنان هستند که علیرغم نیاز کادر فنی و کیفیت بالای برخی از آنها، همچنان خبری از تمدید یا توافق بین این بازیکنان و باشگاه پرسپولیس نیست.

این در حالیست که به دلیل سوء مدیریت در انتهای فصل پیش، بازیکنانی همچون شجاع خلیل زاده و مهدی ترابی بدون پرداخت حتی ۱ ریال قراردادشان را فسخ کردند و از پرسپولیس جدا شدند.

به نظر می‌رسد همانطور که برای بالا بردن کیفیت فوتبال ایران سراغ مربیان و بازیکنان خارجی می‌رویم، به مدیران در کلاس جهانی هم احتیاج داریم وگرنه همچنان شاهد از دست دادن ستاره‌ها، نارضایتی بازیکنان، عدم امکان پرداخت مطالبات و پرونده‌های جدید در فیفا خواهیم بود.

 

سپهر صفاری

اينترآذ را در شبكه هاي اجتماعي دنبال كنيد

بيشتر بخوانيد